خرید بک لینک
آنچه راه عشق میآموزاندآنچه راه چپ به ما آموخته است: خلق یک شیطان بزرگ و انداختن تقصیرها و کوتاهیهای خویش بر دوش او. در جهاد اصغر باختن، و از ترس نور به تاریکی پناه بردن. آنچه راه راست به ما آموخته است: شیطان بزرگ نفس من ا

برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 4:38

در چشم خستهام خواب ارچه آرزوستدر چشم خستهام خواب ارچه آرزوستخفتن چه باشدم در جلوهگاه دوست بلوای اندرون رخصت نمیدهدبیدار مردمک از مردمان اوست قلبم که دیرگاه بیواژه میتپیدچون شهد او چشید دائم به گفتگوست این کیست جامهام صد گونه

برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 4:38

خود را رسیده میرقصمشاید هرگز در تن به تو باز نرسم. شاید باز بمانم و پای گِل لنگ بماند، لیکن هرگزاهرگز پای دل لنگ نخواهد ماند. روی خود از خلق پوشاندهام، امّا بوی خود نه. چرا که بوی من بوی توست، چرا که روی من روی توست. آ

برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 4:38

دل را سوختن مشغله استای دریغ از من که روزی اینان را تنگ در آغوش میفشردم، مگر که هنر آموزند و راه و رسم زندگی. ای دریغ از من و سخت افسوس و دو صد ناسزا بر من، که روزی ایشان را تنگ در آغوش فشردم، مگر که کودنانِ شر خیر آموزن

برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 4:38

دل به سان قبلهنماست، سوی تو نشانه میگیرددل به سان قبلهنماست، سوی تو نشانه میگیردآدمی غریبه مییابد، در تو آشیانه میگیرد ای دریغ روزگارانی که نماز عقل میخواندمحالیا به مذهب عشق دل ره ترانه میگیرد ای جهان ببین که چشمانم سوی عالمی دگر دار

برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 4:38

اینها همه تجربه کنجهل و کبر ملّتها را درو میکنند، ادّعای خودشناسی، ادّعای خداشناسی، این که من برترم و راه من، دین من، کیش من، فکر من، شیوهی من برترین است. باری زندگی عزم میکند تا حقیقت خویش عریان کند. زندگی عزم می

برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 4:38

تلخ است؛ اگر که بتوانیاین که عقیده نمیتواند یک مستراح را هم اداره کند، صحیح است. چرا که در شهرها دیدهایم و در جادهها دیدهایم، که عقیده حتی یک مستراح را هم نتوانسته نظافت کند، چه برسد به خلقان، چه برسد به خویش، جه برسد

برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 4:38

روح به بطن و اصل نظر میکندروح به بطن و اصل نظر میکند. انسان خویشفراموشکرده، از خودبریده، از روحبیخبر، به عوارض نظر میکند. چون حباب که به حباب مینگرد و آن دگر بلعیده میشود. لیکن روح بیدار، بر سر جای خویش استوار، ایستاده

برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 4:38

رنجها و شعفهای الهیبر لبهی تیز تیغی به قامت آسمان گام برمیدارم. گاهی به شتاب میخیزم، گاهی به سلّانگی و ناز میخرامم. گاهی میایستم بر جهانهای فروخفته در مَه غم و دود ظلمت فریاد برمیزنم. یکی را بیدار میکنم، به را

برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 4:38

<strong>گویند</strong> <strong>ستارگان</strong> آنجهانی <strong>باشیم</strong>گویند ستارگان آنجهانی باشیمبر روی زمین به بینشانی باشیم در صورت یار سالکان گمراهندما باطن بیصورت جانی باشیم آن را که نبوده ابتدا ختمش نیستبیخاتمه روح لامکانی باشیم هر آینه روح دگری میخیزدما نیز ب

برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 4:38

صفحه بندی